مرتضى راوندى

489

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

بلكه همهء اينها بايد براى خدمت به ايران و مردم ايران فراگرفته شود ، زيرا آن‌كه ايران و ايرانى را نمىشناسد و بدان دل بسته نيست ، پيوندش با اين مملكت سست و يا گسسته است و چندان برايش فرقى نمىكند كه براى كه كار كند و كارفرمايش كه باشد . بعضى از ما به غلط پنداشته‌ايم كه همآهنگ شدن با دنياى نو يعنى گسستن از آنچه داريم و حال آن‌كه اين دو باهم متناقض نيست ؛ ژاپن نمونهء آشكارى پيش روى ماست . با كمال صداقت بايد عرض كنم گروهى از نسلى كه در ايران پرورده مىشود از گذشته و فرهنگ و آداب و رسوم و قوميت خويش چندان آگاه نيست ؛ از غرب نيز خبرى درست و روشن ندارد ، بلكه هرچندگاه در معرض وزش بادى است و هر روز به سويى كشيده مىشود . در روزگار ما اقوامى كه ريشه و فرهنگى نداشته‌اند سعى مىكنند به صور گوناگون جوانان خود را به فرهنگ و ملك و ملتشان هرچه استوارتر بپيوندند ، جاى دريغ است كه باوجود ريشه‌هاى استوار فرهنگى و معنوى كه ما داريم جمعى از فرزندان ما و بيش از همه برخى از درس خواندگانمان چون نهالى بىريشه و از بن برآمده هر لحظه‌اى به طرفى خم شوند . بعضى از ايشان به واسطهء ناآشنايى ، به خود و فرهنگ قوميشان اعتقادى ندارند ؛ گمگشتگانى افسرده را مىمانند كه كم‌كم ريشهء خواستن و جستن و فكر كردن در وجودشان خشك شده است . اين مشكل در كار جماعتى از تحصيل‌كردگان محسوس است : چه بعضى از آنان كه در داخل كشور درس خوانده‌اند و چه جمعى كه از فرنگ رفتگان . حقيقت آن است كه براى رفع اين مشكل ، ما موظفيم نه شاگردان و نوجوانان - يعنى همهء كسانى كه در تعليم و تربيت به معنى وسيع كلمه تأثيرى داريم - خانواده ، مدرسه ، سازمانهاى آموزشى و تربيتى ، و محيط و عوامل اجتماعى . آموختن زبان فارسى براى آن‌كه فرزندان اين مملكت را ايرانى و ايران‌شناس بار آورديم ، بايد آنان را چنان تربيت كنيم كه در طوفانهاى سهمگين دنياى حاضر بتوانند بر سر پاى خود استوار بمانند و نلغزند ؛ هم پاسدار فرهنگ و قوميتشان باشند و هم دانش و هنر و تمدن جديد را كسب و جذب كنند . به خصوص كه به مدد استحكام فكرى و فرهنگى است كه مدنيت هر ملت بهتر قوام مىگيرد شالودهء چنين تربيتى را بايد در كودكستان ، دبستان ، دبيرستان و دانشگاه تحقق‌پذير كرد . به‌علاوه لازم است كليهء عواملى كه مىتوانند در آدمى تأثير كنند از قبيل خانواده ، محيط ، مطبوعات ، راديو ، تلويزيون و غيره همه با يكديگر همآهنگى و همقدمى كنند . از قضا در تمام مراحل آموزشى ما از كودكستان تا دانشگاه به اين مهم چندان كه بايد عنايت نمىشود ؛ نتيجه